
خاطرات ما دراین اخرصفروآن سفر
غالباتصورمیشودکه حسینیه بجنوردی هامخصوص اخرصفروبقول مابجنوردی ها چهل و هشتم است؛ هرچندکارکرداصلی این حسینیه که موسس اینش؛ درنظرداشتند؛ هم برای اخرصفربودوهم برای همه سفر؛ یعنی ماوایی برای ایام عزاوجایی برای یوم صفا؛ ازانجاکه کربلارفتن سخت ودورمینمود؛ بزرگان و قدیمی های بجنورد؛باپناه بردن به سلطان رضاع امام هشتم که نواده حضرت حسین ع هست؛ تلاش داشتندتا؛ جای دورکربلاو سختی راه وهییت کشی ؛ باجای نزدیک؛ امام هشتم؛ درمشهد؛پرکنندولذا؛ آن را با شهادت امام رضاع و..توام کردندوهیهات شمال خراسان؛ راهی مشهدمقدس گشتندوانگاه؛ برای آنکه آن عزادارن بجنوردی ودیگرشهرها؛ درمشهدبی جانمانند؛ در نزدیک خیابان شیرازی( بالا خیابان) بطرف عشرت ابادوراه اهن؛ مکانی راخریدندودومنظوره کردند؛ که درسال یکباری برای چندروزی؛ پناهگاه عزاداران حسینی بجنوردی درمشهددرچهل و هشتم باشد( لذانام حسینیه بخودگرفت) و برای همه سال هم ؛مسافرخانه ای باشد؛ برای همه؛ بخصوص بجنوردی ها؛ بااین وضع؛مسافرخانه هم لقب گرفت؛ آن مکان؛ هم برای نیت اول ؛آخرتی شد وهم برای نیت دوم؛ دنیایی؛پس ساخته شدوهییت امنایی ونذرونذوراتی وهمت بازاری هایی؛ همچون مرحوم یاهوییان ها(سیداحمدوسیدجلال )وپورطیبی هاوقلوبی هاو..؛ وروسای هییت های بجنوردمثل مهرنیاهاوبدخشان هاودوروبرها و...با همیاری اهالی؛ ساختندماوایی؛ که حالابیش از هشتاد سال است که فعال هست؛ غیرازانچه نسل اول انجام دادندوهستندیعنی ؛هییت امنای فعلی ساکن بجنورد؛ نسل بعدانهاکه مقیم درمشهدندوهنوزمتاسفانه درتشکلی قانونی( مثل انجمن بجنوردی هادرپایتخت)؛ متشکل نشده اند؛ درایامی غیرازان( اخرصفر)؛ دراوایل محرم وگاهی تمام ماه رمضان؛ دیگی را؛ راه میاندازندویاچومبه میزنندیاباسله پلوراصافی میکنندوپذیرای همشهری هاودوروبرمیشوندتاروضه گوش کنندوعزای علی ع دررمضان وفرزندش حسین ع درمحرم رابجااورندودراخرش هم؛ قاشقی باشکربرکاسه حلیمی بزنند؛ این جمع که جدیدترند؛ ازمیرزایی هاوبرزویی هاوقلی زاده ووحدانی وباغبان نژادوارحامی و تفضلی وخطیب ها و..احمد( عیسی پوریل گروه مرحوم شدوداغش بردل ماماند؛)راشامل میشود؛ این حسینیه که قدمتش؛ کمترازحسینیه شیخ اقاتقی بجنوردی( که دویست ساله هست) وکم رونق ترازان هست؛ دوتاهمت میطلبد؛ همت اول نذرونذورات بجنوردی های سراسرکشوررا؛که بااین حسینیه ومسافرخانه؛ خاطره دارند؛ چه دراین اخرصفروچه دران روزهای سفر؛ که شماره کارت آقای بجنوردی (۱)؛ هست دومین همت؛ بجنوردی های مقیم مشهدمقدس هست به شرکت در مجالس عزا ومددرسانی به بانیان روضه خوانی؛ که هرچه آن حسینیه بجنوردی ها حسینیه بماندمایه عزت وابروی بجنوردی جماعت وهیئت های ان هست وسوای ازان مسافرخانه هم که بماند؛ مایه دلگرمی اقشاراجتماعی اهالی شمال خراسان درسفربه پابوسی امام رئوف است
اگرمیتوانید؛بسم الله
شماره کارت بانکی بنام کیامرزبجنوردی
۶۰۳۷/۹۹۷۴/۵۱۰۸/۷۰۰۲
حسینیه هاوتقویت هویت محلی
میدانیم که حسینیه؛ امکان گستردهای برای تقویت حس همدلی و همبستگی شیعیان درهرمحلی؛ فراهم میآورد و چون حسینیههای هر محل معمولا حائز هویتِ محلی ویژه خود بوده وهستند، این کارکرد اجتماعی حسینیهها در مقیاس محله، مناسبات عمیق و ریشهداری را در میان ساکنان همان محله؛ ایجاد و تقویت کرده و میکند؛. مثل محله فردوسی وکارگر وپای توپ وساربان محله و...کارکرد هویت بخشی و تقویت همبستگی در حسینیههای متعلق به جمعیتهای مهاجر یا مسافر در شهرهای دیگر،هم میشد؛ مثل حسینیههای بجنوردی هاویاسنخواستی هاو.. در مشهد و حسینیههای ایرانیان در عتبات عالیات،که بارزتر است وبین المللی. واژه حسینیه ظاهرامتاخرترهست و در متون کهن تاریخی دیده نشده است، این ساختار؛ درقدیم؛ ظاهرآ در امتداد ساختارهای مسجد*، زاویه و تکیه*، معنی می یافته است ؛ در نتیجه ترکیب و تلفیق و بازتولید بخشهایی از ساختار و کارکردهای تکیه ها، از عصر صفوی به بعد، و به احتمال بسیار نخستینبار در حوزه فرهنگی شیعی درایران،حسینیه؛ به وجود آمده است. در دوره آلبویه، به دستور معزالدوله دیلمی در 352، مردم در روز عاشورا ؛ چادر وخیمههایی برای عزاداری در کوچه هاوخیابانها برپامیکردند (فقیهی، ص 466). بر پاکردن این خیمهها، به عنوان محلهای موقت عزاداری حسینی، با استفاده از داربستهای چوبی یا ... و پوشاندن آنها با پارچههای پشمی وسیاه چادر وبعدهاباوسایل دیگر، مرسوم بوده و هست، تدریجا احداث بناهای دائم با عنوان حسینیه، در منابع متقدم امده است.یعنی ؛بعدا؛ابنیه و ساختمان سازی بنام حسینیه باب شد؛قبلا؛ آیینهای عزاداری در مساجد(مثلامسجدجامع بجنورد)، مزارات معصومان( معصوم زاده)، امامزاده*ها، بازار*ها، تکیهها و جز اینها برگزار میشده است؛ برخی معتقدند اختصاص بنایی به نام حسینیه، به منظور عزاداری، به احتمال بسیار از دوره قاجارهست که تثبیت شده است، چنانکه تاریخ بنای حسینیههای مهم و معروف نیز تاریخی قدیمتر را نشان نمیدهد (رجوع کنید به دایرةالمعارف تشیع، ذیل مدخلهای حسینیه).از سوی دیگر، به نظر میرسد واژه حسینیه در خرده فرهنگ عزاداری سنّتی شیعی، با واژه تکیه ؛ باهم ترکیب ویاخلط شده باشد. که باید این دوراازهم تفکیک کرد؛پس؛ تفاوت کلی تکیه و حسینیه در این است که در وسط تکیهها سکویی برای اجرای تعزیه وشبیه خوانی تعبیه میشده و برگزاری تعزیه از عصر صفوی به بعد از ویژگیهای تکیهها محسوب میگردیده است؛ اما حسینیه به طور خاص، محل سینهزنی و روضهخوانی بوده است (رجوع کنید به سلطانزاده، 1362ش، ص 182)بااین وصف دیده شده است، که در بسیاری از حسینیهها برگزاری تعزیه نیز معمول بوده است.در واقع،نامگذاری مکانهای ویژه عزاداری حسینی، در مناطق گوناگون شیعهنشین تابع مناسبات و ادبیات محلی وبومی است ؛ ازقدیمیترین حسینیه هادربجنورد؛ حسینیه های حوالی دروازه قبله(میدان کارگر) حسینیه ی "حاج قنبر"،"معماریانی"، "دَواشَمان"، " دیوانگان حسینی"، "کُمیسَری"، "دستپاک" و " جاجرمی"نام برد. حسینیه ی " کَلوَه غلامحسن" واقع در کوچه ی سعدی،.ودرمحلات پایینی ضلع شمالی شهر؛ حسینیه فتحی هادرچهارشنبه بازاروشریفیان درساربان محله وحسینیه کوچه روشن و..نام بردوالبته تادهه شصت و.. اجرای تعزیه ومراسم شبیه خوانی و..درمعصوم زاده؛ با گروهی که مرحوم حاجی داراب بدخشان؛ ودیگران درتپه های اطراف برپامیکرد؛ برگزارمیشد؛
والبته دراین باب؛ سخن فراوان است؛ تاوقتی دیگر
تاریخ و فرهنگ شمال خراسان.برات شمسا
تاريخ : شنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۳ | 11:9 | نویسنده : سیّداحسان سیّدی زاده |
