شهر پادگان نظامی شد؛ بجنوردمتعصب
کردهادرهتل ایزدی وپمپ بنزین قراچورلوتعطیل
زنان پایبند به اخلاق ومذهب
دختران بجنوردوموسرخه چی واعتراض
ساواک، نگران «ازدیاد و کثرت روزافزون موتورسوارها در بجنورد» بود و تقاضا داشت:
«شهربانی کنترل بیشتری روی موتورفروشها و موتورسیکلت کرایه دهندگان به عمل آورد؛ همچنین روی کرایهکنندگان موتور نیز شناساییهای لازم انجام شود.»
این نگرانیها باعث شد تا در زمان مسافرت شاه به بجنورد در روز سیام اردیبهشت ماه سال 1355ش، شهر از 72 ساعت قبل به پادگانی نظامی تبدیل شود. نمونهای از تصمیماتی که در این خصوص در جلسه شورای هماهنگی گرفته شد، به شرح زیر است:
«خانههایی که در حوالی میدان پهلوی قرار دارند، بایستی دقیقاً شناسایی و در روز تشریف فرمایی از سکنه خالی شوند... کلیه کردهای پناهنده در صبح روز پنجشنبه 30 /2 /2535 بایستی همگی به وسیله شهربانی جمعآوری و در داخل هتل ایزدی سکنی داده شده و مأمور شهربانی نیز برای آنان گمارده شود که تا خاتمه تشریففرمایی از هتل ایزدی خارج نشوند. به پمپ بنزین قره چورلو از صبح پنجشنبه اجازه فروش داده نشود و بایستی بسته باشد.»
هنوز چند روزی از مسافرت شاه به بجنورد سپری نشده بود که روزنامه کیهان در روز 11 خرداد ماه، عکسی را به چاپ رساند که تیتر آن «دخترهای دانشآموز از مو سرخهچی میآموزند؟» بود و در ذیل آن نوشته شده بود:
«خوب به این عکس نگاه کنید. از تابلویی گرفته شده است که چند روز قبل در کنار یکی از سینماهای دوگانه شهر بجنورد نصب شده بود. روی تابلو، تصویر زنی را میبینیم که در بالای تنه کاملاً عریان است و همچنین اعلانی را که میگوید:
این فیلم مخصوص دختران دانشآموز است. بجنورد را دیدهاید؟ شهری نسبتاً کوچک، با محیطی متعصب و مردان و زنانی پایبند اعتقادات اخلاقی و مذهبی. محیط برای جوانها، بخصوص دخترهای دانشآموز بسیار محدود است. یک دختر دانشآموز این شهر اگر در خیابان به سلام یک مرد عابر پاسخ بدهد، ممکن است مصیبت عظیمی را برای خود پیش خرید کرده باشد. با این حال میبینیم که جناب سینمادار، با نهایت شجاعت چنین تابلوی مسخره و مهوعی را در کنار سینمای خود نصب کرده است. موضوع فیلم از پلاکاتش پیدا است (زنی هوسباز و خیل مردانی کامجو)...»
چاپ این عکس که گفته شد «مربوط به دو سال قبل»، یعنی سال 1353ش میباشد، «سر و صدای زیادی بین دختران دانشآموز و اولیاء آنان» به وجود آورد و منجر به احضار «حیدرقلی ابراهیمی، خبرنگار روزنامه کیهان در بجنورد» گردید و تصمیم گرفته شد:
«مطالبی مبنی بر رد انتقاد مندرج در روزنامه به چاپ برسانند تا رفع نارضایی آموزش و پرورش و اهالی بجنورد بشود.»
و این درحالی بود که در جلسه شورای هماهنگی بجنورد، ضمن اعلام اینکه «مسئله استقبال و امور تأمینی تشریففرمایی اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشتاران به شهرستان بجنورد، با نهایت سرفرازی برگزار گردید.» رئیس ساواک نیز گفت:
«در حال حاضر از نظر عوامل خرابکاری هیچگونه مسئلهای در منطقه وجود ندارد و با قاطعیت میتوان گفت که این عوامل در منطقه خراسان به کلی سرکوب گردیدند.»ان روزهارابخاطردارم؛
ما(نگارنده )راازمدرسه راهنمایی فردوسی درانتهای ۱۷ شهریور شمالی که پشتش قبرستان قدیمی بود( پارکینگ موتوری شهرداری شده فعلی )ومیدان مال ؛بردند؛ ازکوچه های ساربان محله که باران باریده وپرگل ولای بود ؛رسیدیم به جلوی مغازه نفتی بابای برات خادم بین سهراه چهارشنبه بازارتاپای توپ ؛پشت سیم های پلاستیکی کشیده شده در پیاده رو؛که کسی وارد خیابان اصلی شاهرضانشود؛ نگه داشتند ودیدیم که سواربرماشین ایستاده بادست تکان دادنش؛ درکف زدن هلهله وهوراکشیدن ملت ؛ عبورکردورفت به ساختمان شهرداری.. .....
تاریخ و فرهنگ شمال خراسان برات شمسا
تاريخ : جمعه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۳ | 6:53 | نویسنده : سیّداحسان سیّدی زاده |
