
بجنورد- ایرنا- گاهی اندوه آنقدر عمیق است که به کلام درنمیآید؛ در بیلگردانی گرمه، حادثه عاشورا نه گفته میشود و نه خوانده، بلکه با ضربههای آهنی روایت میشود.
به گزارش ایرنا، صبح هنوز کامل از راه نرسیده است که خانه کاهگلی حاج رمضان در حاشیه شهر گرمه، در سکوتی سنگین و آشنا فرو رفته است. پیرمردی فرسوده از سالهای عمر، اما هنوز استوار در باورهایی که هر محرم، جان تازهای به او میبخشد.
در این خانه ساده، پیش از آنکه شهر بیدار شود، او بیدار است؛ نه از سر عادت، بلکه از سر عهدی قدیمی که سالهاست با دل و جان به آن پایبند مانده است.
چکاچک آهن بر آهن؛ پژواکی است از اندوهی که در حافظه جمعی این دیار رسوب کرده و نسل به نسل منتقل شده است
از شب قبل، بیل قدیمیاش را شسته و با دقتی وسواسگونه، غبار سالها را از روی آن زدوده است؛ گویی با یک ابزار آهنی ساده روبهرو نیست، بلکه با یادگاری از نسلهایی مواجه است که این آیین را زنده نگه داشتهاند.
حالا در روشنای کمرنگ صبح، نور از لابهلای دیوارهای کاهگلی میگذرد و بر دستان چروکیدهاش مینشیند؛ دستانی که قرار است دوباره در آیینی کهن، در میان جمعیت، به حرکت درآیند.
در چهره حاج رمضان، خستگی سالها زندگی پیداست، اما در نگاهش چیزی آرام و روشن جریان دارد؛ شوقی خاموش که او را هر سال از این خانه کوچک به میدان آیینی میکشاند که برایش فقط یک مراسم نیست، بلکه بخشی از هویت، ایمان و خاطره جمعی اوست.
وی بیل را نه به چشم ابزار کار، که بهعنوان نشانهای از سوگ و وفاداری در دست میگیرد؛ نشانهای که قرار است او را به جمع مردانی وصل کند که روایت بیکلام عاشورا را زنده نگه میدارند.
هنگامی که خورشید بر آسمان کویری گرمه میتابد، حاج رمضان در میان همان مردانی قرار میگیرد که با بیلهای خود، صحنهای نمادین از تدفین شهدای کربلا توسط قوم بنیاسد را بازآفرینی میکنند؛ آیینی که هر ضربه بیل در آن، مرثیهای خاموش برای پیکرهای بر خاک مانده عاشوراست.
در این میان، چکاچک آهن بر آهن تنها یک صدا نیست؛ پژواکی است از اندوهی که در حافظه جمعی این دیار رسوب کرده و نسل به نسل منتقل شده است.
حاج رمضان در میان این جمع، تنها یک شرکتکننده نیست؛ وی بخشی از حافظه زنده این آیین است. هر حرکت هماهنگ، هر بالا رفتن بیل و هر فرود آرام آن بر زمین، برای او تکرار تاریخی است که نه در کتابها، که در جان مردم نوشته شده است.
نوحهسرایی مرشدان و اشک عزاداران، فضای آیین را در هالهای از اندوه و احترام فرو میبرد و بیلها را از ابزار روزمره به نشانههایی از وفاداری و ادای دین تبدیل میکند.

حافظهای که در دستان حاج رمضان زنده است
بیلگردانی گرمه، برای حاج رمضان تنها یک آیین نیست؛ ادامه زندگی اوست در قالب یک سنت که ادامه دارد.
وی سالهاست که آمده و رفته، اما هر محرم دوباره بازگشته است؛ با همان بیل، همان سکوت، و همان شوقی که هیچگاه پیر نشده است. این آیین برای حاج رمضان و همنسلانش پلی است میان گذشته و امروز؛ میان خاکی که در آن زندگی میکنند و خاطرهای که هرگز از آن جدا نشدهاند.
حاج رمضان در میان این حرکت جمعی در سکوت خود به آیینی وفادار مانده که نه در موزهها، بلکه در دل مردم جریان دارد.
بیل گردانی، آیینی که از پدران به فرزندان رسیده و هنوز در دستهایی مثل دستهای او نفس میکشد؛ دستهایی که هر سال، بیل را بالا میبرند تا چیزی فراتر از یک مراسم را زنده نگه دارند.

در آستانه سوگ
وقتی آیین به اوج خود میرسد و صدای آهنها در فضا میپیچد، زمان برای لحظهای مکث میکند. حاج رمضان در میان جمع، بخشی از این سکوت پرصداست؛ سکوتی که در آن، تاریخ نه روایت میشود، بلکه زندگی میگردد.
آیین بیلگردانی گرمه در کنار دیگر آیینهای محرم در خراسان شمالی، بخشی از میراث فرهنگی ناملموس این استان استو در پایان، وقتی چکاچک بیلها آرام میگیرد و جمعیت از هم میپاشد، چیزی در نگاه حاج رمضان باقی میماند؛ آرام، عمیق و خاموش. حسی که گفتنی نیست، اما هر سال او را دوباره به این خانه کاهگلی و این بیل قدیمی بازمیگرداند؛ به آیینی که در گرمه، هنوز با نفس مردانی مثل او زنده است.
آیین بیلگردانی گرمه در کنار دیگر آیینهای محرم در خراسان شمالی، بخشی از میراث فرهنگی ناملموس این استان به شمار میآید. استمرار آن در سالهای اخیر نشان میدهد که این سنت همچنان در حافظه اجتماعی مردم زنده است و نقش مهمی در انتقال ارزشهای دینی، هویتی و فرهنگی میان نسلها دارد.
امروزه این آیین علاوه بر بُعد مذهبی، به یکی از نمادهای فرهنگی شهرستان گرمه تبدیل شده و مورد توجه پژوهشگران فرهنگ عامه و آیینهای سنتی قرار گرفته است؛ آیینی که همچنان با گذشت زمان، «تاریخ را نه در روایت، بلکه در حرکت» بازگو میکند.
شهرستان گرمه در ۱۵۰ کیلومتری جنوب بجنورد و در مسیر ارتباطی خراسانشمالی با استانهای مرکزی و جنوبی کشور قرار دارد و آیین بیلگردانی آن یکی از شاخصترین جلوههای فرهنگ عاشورایی و سنتهای بومی این منطقه به شمار میرود.
تاريخ : سه شنبه پنجم خرداد ۱۴۰۵ | 4:45 | نویسنده : سیّداحسان سیّدی زاده |
