
بجنورد- ایرنا- زنگوله دامها در دشتهای قشلاقی هنوز شنیده میشود، اما پشت این صدای آشنا، نگرانی خانوادههایی پنهان است که سالهاست با دغدغه امنیت محل استقرار خود دستوپنجه نرم میکنند. عشایر خراسان شمالی حالا بیش از هر زمان دیگری منتظر تصمیمی هستند که پایانبخش این انتظار طولانی باشد.
به گزارش ایرنا، باد که در دشتهای قشلاقی میپیچد، تنها صدای زنگولههای دامها و حرکت آرام گلهها شنیده نمیشود؛ پشت این سکوت، سالها نگرانی و دلنگرانی خانوادههایی جریان دارد که زندگیشان با کوچ، مرتع و دام گره خورده است.
عشایر خراسان شمالی که هر سال برای گذران فصل سرد راهی مراتع قشلاقی شهرستان مراوهتپه در استان گلستان میشوند، همچنان چشمبهراه روزی هستند که امنیت، مهمان همیشگی چادرها و آغلهایشان باشد.
قشلاق برای عشایر تنها یک مقصد جغرافیایی نیست؛ بخشی از زندگی، خاطرات و معیشت آنهاست. هر سیاهچادر، هر آغل دام و هر سازه سادهای که در دل مرتع برپا میشود، حاصل سالها تلاش خانوادههایی است که از دامداری نان میخورند و با سختیهای طبیعت کنار آمدهاند.
هر سال با آغاز فصل سرما، چهار هزار خانوار عشایر خراسان شمالی برای زمستانگذرانی راهی مناطق گرمسیری و قشلاقی میشوند؛ کوچروهایی که مسیر خود را به سوی میاندشت اسفراین، بخشهایی از مانه و سملقان و رازوجرگلان و همچنین مناطق مراوهتپه، کلاله و گنبد در استان گلستان ادامه میدهند.
چهار هزار خانوار عشایری در مسیر کوچ، بیش از هر چیز به امنیت و آرامش نیاز دارند
این کوچ فصلی، بخشی از زندگی دیرینه عشایر است؛ مردمانی که از اواسط آبانماه اجازه استقرار در سامانههای قشلاقی را دارند و ادامه حیات دامها و معیشت خانوادههایشان به آرامش و امنیت این مناطق وابسته است.
اما در سالهای اخیر، این آرامش همواره در معرض تهدید بوده است. تخریب و آسیب به برخی تاسیسات دامی و اقامتی عشایر در مناطق قشلاقی، به یکی از دغدغههای جدی این جامعه تبدیل شده و نگرانی را به بخشی از مسیر کوچ آنان اضافه کرده است.
برای عشایری که ماهها دور از امکانات شهری در کنار دامهای خود زندگی میکنند، آسیب دیدن یک آغل، محل نگهداری دام یا سرپناه ساده، تنها یک خسارت مالی نیست؛ بلکه ضربهای به حاصل سالها تلاش و امنیت روانی خانوادههایی است که تمام سرمایه زندگیشان در دل همین مراتع قرار دارد.
سالهاست موضوع آسیب به تاسیسات عشایری در مناطق قشلاقی شهرستان مراوهتپه گلستان از سوی مسوولان و دستگاههای مختلف پیگیری میشود. نشستها و رایزنیهای متعددی میان مسوولان ۲ استان برگزار شده و طبق اعلام مسوولان امور عشایری خراسان شمالی، با اقدامات انجام شده از میزان بروز این مشکلات کاسته شده است.
با این حال، برای عشایری که خاطره روزهای پراضطراب را با خود حمل میکنند، کاهش مشکلات پایان راه نیست؛ آنان چشمانتظار اقداماتی هستند که بتواند امنیتی پایدار ایجاد کند و خیالشان را از بابت حفظ زندگی، دام و دسترنجشان آسوده سازد.

قصه ناتمام یک نگرانی
عشایر خراسان شمالی سالهاست با مراتع قشلاقی گلستان پیوند خوردهاند. کوچ آنها تنها جابهجایی چند کیلومتر مسیر نیست؛ کوچ، بخشی از فرهنگ و هویت مردمانی است که نسل به نسل در کنار دام و طبیعت زندگی کردهاند. این حضور دیرینه، امروز نیازمند تعامل، مدیریت مشترک و تصمیمهایی است که بتواند حقوق همه بهرهبرداران را حفظ کند.
سالها مذاکره میان مسوولان؛ اما پرسش عشایر همچنان پابرجاست: اقدام عملی چه زمانی؟
مراتع منطقه، سرمایهای مشترک برای دامداران ۲ استان محسوب میشود؛ ظرفیتی طبیعی که اگر با همکاری و برنامهریزی درست مدیریت شود، میتواند زمینهای برای رونق دامداری و حفظ شیوه زندگی عشایری باشد.
اما هرگونه ناامنی یا اختلاف در بهرهبرداری از این منابع، نخستین آسیب را به خانوادههایی وارد میکند که تمام داراییشان به دام و مرتع وابسته است.
پیرمرد عشایر وقتی از روزهای سخت کوچ سخن میگوید، تنها از مسیرهای طولانی و سرمای زمستان نمیگوید؛ نگرانی از آینده دامها، امنیت محل استقرار و حفظ دسترنج چندین ساله نیز بخشی از دغدغههای اوست.
برای یک خانواده عشایری، آسیب به یک آغل یا محل نگهداری دام، تنها خسارت مالی نیست؛ ضربهای به امنیت روانی و آرامش زندگی است.

انتظار برای اقدام ماندگار
رایزنیهای بیناستانی و پیگیریهای انجام شده، امیدهایی برای حل این مسئله ایجاد کرده است، اما نگاه عشایر همچنان به اقداماتی دوخته شده که بتواند نتیجهای ماندگار داشته باشد. آنها میخواهند وعدهها از روی کاغذ فراتر برود و امنیت، نه به عنوان یک خبر، بلکه در واقعیت زندگی روزمرهشان احساس شود.
هزاران دام و هزاران ساعت تلاش عشایر در گرو امنیت مراتع؛ آیا زمان پایان نگرانیها نرسیده است؟
جامعه عشایری خراسان شمالی با حدود ۳۰ هزار نفر جمعیت و در اختیار داشتن ۶۰۰ هزار راس دام سبک، نقش مهمی در تولید گوشت استان دارد. این جامعه، علاوه بر سهم اقتصادی، حامل بخشی از فرهنگ و میراث زندگی ایرانی است؛ فرهنگی که حفظ آن نیازمند حمایت و توجه جدی است.
اکنون پرسش اصلی عشایر این است: تا چه زمانی باید برای امنیت قشلاق، میان وعدهها و مذاکرات در انتظار بمانند؟ آنان خواهان تقابل نیستند؛ خواستهشان آرامشی است که بتوانند در سایه آن به دامداری، تولید و ادامه زندگی کوچنشینی خود بپردازند.
قشلاق برای عشایر خراسان شمالی فقط یک سرزمین گذرا نیست؛ خانهای فصلی است که باید در آن احساس امنیت کنند. امید این خانوادهها به روزی است که دیگر نگرانی از تخریب و آسیب، همراه همیشگی کوچشان نباشد و صدای زنگوله دامها جای اضطراب را در دشتهای قشلاقی بگیرد.
خراسان شمالی با بیش از هفت هزار و ۳۵۲ خانوار عشایری و حدود ۳۰ هزار نفر جمعیت عشایری، سهم قابل توجهی در تولید محصولات دامی و صنایعدستی کشور دارد؛ بهطوری که این قشر حدود ۲۵ درصد گوشت قرمز و ۳۵ درصد صنایعدستی استان را تأمین میکنند.
عشایر این استان همچنین مالکیت و نگهداری حدود ۶۰۰ هزار راس دام سبک را بر عهده دارند که نقش مهمی در اقتصاد روستایی و امنیت غذایی منطقه ایفا میکند.
تاريخ : چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ | 11:14 | نویسنده : سیّداحسان سیّدی زاده |
