«شاگرد اتوکشم، سرد میارم حرفه، گرم میارم حرفه.»
«شاه خانم میزاد، ماه خانم درد میکشه.»
«شاه میبخشه شیخ علیخان نمیبخشه.»
«شاه میبخشه ولی شاه قلی نمیبخشه.»
«شاهنامه آخرش خوشه.»
«شب دراز است و قلندر بیدار.»
«شب سمور گذشت و لب تنور گذشت.»
«شب عید است و یار از من چغندر پخته میخواهد// گمانش میرسد من گنج قارون زیر سر دارم»
«شبهای چهارشنبه هم غش میکنه.»
«شپش توی جیبش سه قاب بازی میکنه.»
«شپش توی جیبش منیژه خانومه.»
«شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره.»
«شتر با بارش گم میشه.»
«شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه.»
«شتر پیر شد و شاشیدن نیاموخت.»
«شتر خوابیدهاش هم بلندتر از خر ایستادهاست.»
«شتر در خواب بیند پنبه دانه// گهی لف لف خورد گه دانهدانه»
«شتر دیدی ندیدی.»
«شتر را چه به علاقهبندی؟»
«شتر را گفتند: چرا شاشت از پسه؟ گفت: چهچیزم مثل همهکسه.»
«شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟ گفت: کجام راسته.»
«شتر را گفتند: چکارهای؟ گفت: علاقهبندم. گفتند: از دست و پنجه نرم و نازکت پیداست.»
«شتر را گم کرده پی افسارش میگرده.»
«شتر سواری دولا دولا نمیشه.»
«شتر که نواله میخواد گردن دراز میکنه.»
«شتر کجاش خوبه که لبش بده؟»
«[[شتر گاو پلنگ.»
«شتر مرد و حاجی خلاص.»
«شترمرغ را گفتند: بار بردار. گفت: من مرغم. گفتند: پرواز کن. گفت: من شترم.»
«شتر با پیغام آب نمیخورد»
«شراب مفت را قاضی هم میخوره.»
«شریک اگر خوب بود خدا هم شریک میگرفت.»
«شریک دزد و رفیق قافله.»
«شست پات توی چشمت نره.»
«ششماهه به دنیا اومده.»
«شعر چرا میگی که توی قافیهاش بمونی؟»
«شغال بیشه مازندران را// نگیرد جز سگ مازندرانی»
«شغال، پوزش به انگور نمیرسه میگه ترشه.»
«شغال ترسو انگور خوب نمیخوره.»
«شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه.»
«شغالی که مرغ میگیره بیخ گوشش زرده.»
«شکمت گوشت نو بالا آورده.»
«شکم گشنه، گوز فندقی.»
«شلوار نداره، بند شلوارش را میبنده.»
«شمر جلودارش نمیشه.»
«شمشیر همان شمشیره, بازو همان بازو نیست.»
«شنا بلد نیست زیر آبی هم میره.»
«شنونده باید عاقل باشه.»
«شنیدی که زن آبستن گل میخوره اما نمیدونی چه گلی.»
«شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم.»
«شوهر برود کاروانسرا، نونش بیاد حرمسرا.»
«شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد.»
«شیاف به کون، آیینه به رو.»
«شیر بییال و دم و اشکم که دید// اینچنین شیری خدا هم نافرید» مولوی
ص
«صابونش به جامه ما خورده.»
«صبر کوتاه خدا سی ساله.»
«صداش صبح در میاد.»
«صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر.»
«صد تا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه.»
«صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره.»
«صد تومن میدم که بچهام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید، چه یکشب چه هزار شب.»
«صد رحمت به کفن دزد اولی.»
«صد سال گدائی میکنه هنوز شب جمعه را نمیدونه.»
«صد سر را کلاه است و صد کور را عصا.»
«صد من پرقو یک مشت نیست.»
«صد من گوشت شکار به یک چس تازی نمیارزه.»
«صد موش را یک گربه کافیه.»
«صفراش به یک لیمو میشکنه.»
«صنار جیگرک سفره قلمکار نمیخواد.»
«صنار میگیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی میدم غسل میکنم.»
ض
«ضرب خورده جراحه.»
«ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته.»
«ضامن روزی بود روزیرسان.»
«ضرر به موقع بهتر از منفعت بیموقعه.»
«ضرر کارکن، کار نکردنه.»
ط
«طاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است.»
«طالع اگر اری برو دمر بخواب.»
«طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق// تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش» سعدی
«طبل تو خالیست.»
«طبیب بیمروت، خلق را رنجور میخواهد.»
«طشت طلا رو سرت بگیر و برو.»
«طعمه هر مرغکی انجیر نیست.»
«طلا که پاکه چه منتش به خاکه»
«طمع آرد به مردان رنگ زردی// طمع را سر ببر، گرمردِ مردی» ناصرخسرو
«طمع آرد به روی مرد زردی// که لعنتهای رکنی بر طمع باد» انوری
«طمع آرد به مردان رنگزردی.»
«طمع پیشه را رنگ و رو زرده.»
«طمع، چاه اشتباه است.»
«طمع چون دوچندان شود//صاحب کرم پشیمان شود»
«طمع را نباید که چندان کنی// که صاحب کرم را پشیمان کنی»
«طمع زیاد مایه جونممرگی (جوانمرگی) است.»
«طمعش از کرم مرتضیعلی بیشتره.»
ظ
«ظالم پای دیوار خودشو میکنه.»
«ظالم دست کوتاه.»
«ظالم همیشه خانه خرابه.»
«ظاهرش چون گور کافر پر حلل// باطنش قهر خدا عزوجل» مولوی
ع
«عاشقان را همه گر آب برد// خوبرویان همه را خواب برد» ایرجمیرزا
«عاشق بیپول باید شبدر بچینه.»
«عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بیارم.»
«عاشقی سوزی داره، سی و سه پنج روزی داره.»
«عاشقی پیداست از زاری دل// نیست بیماری چو بیماری دل» مولوی
«عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد.» حافظ
«عاشقی کار سری نیست که بر بالین است» سعدی
«عاقبت جوینده یابنده بود.» مولوی
«عاقبت گرگزاده گرگ شود// گرچه با آدمی بزرگ شود» سعدی
«عاقل به کنار آب تا پل میجست// دیوانه پابرهنه از آب گذشت»
«عاقل گوشت میخوره، بیعقل بادمجان.»
«عالم بیعمل، زنبور بیعسله.»
«عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشکل.»
«عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعلهدار.»
«عالمی را یک سخن ویران کند.»
«عبادت بجز خدمت خلق نیست// به تسبیح و سجاده و دلق نیست» سعدی
«عجب کشکی سابیدیم که همش دوغ پتی بود.»
«عجله، کار شیطونه.»
«عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.»
«عذر بدتر از گناه.»
«عروس بیجهاز، روزه بینماز، دعای بینیاز، قورمه بیپیاز.»
«عروس تعریفی عاقبت شلخته درآمد.»
«عروس که به ما رسید شب کوتاه شد.»
«عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه.»
«عروس نمیتونست برقصه میگفت:سی دی مو نیاوردم.»
«عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقادائیش خوبه.»
«عروس که مادر شوهر نداره، اهل محل مادرشوهرشند.»
«عزیز کرده خدا را نمیشه ذلیل کرد.»
«عزیز پدر و مادر.»
«عسس بیا منو بگیر.»
«عسل در باغ هست و غوره هم هست.»
«عسل نیستی که انگشتت بزنند.»
«عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند.»
«عقد پسرعمو و دخترعمو را در آسمان بستهاند.»
«عقلش پارهسنگ برمیداره.»
«عقل که نیست جون در عذابه.»
«عقل مردم به چشمشونه.»
«عقل و گهش قاطی شده.»
«علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد.» (... دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست) سعدی
«علاج بکن کز دلم خون نیاید.» (سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل ...) میر والهی
«علف به دهان بزی باید شیرین بیاد.»
«عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگه.»
تاريخ : پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۵ | 8:57 | نویسنده : سیّداحسان سیّدی زاده |
