عصرایران .داستان به زندگی سرگرد اسکوبی می پردازد که یکی از کشورهای مستعمره بریتانیا در غرب آفریقا زندگی می کند ایام مقارن میانه جنگ جهانی دوم است. مسئولیت اصلی سرگرد اسکوبی تامین امنیت شهری است که در آن زندگی می کند. همسرش لوییس زنی تنها و غمگین است که عاشق ادبیات و به خصوص شعر است واصلا قادر به یافتن دوستی در آن محیط دور از وطن نیست.
درام داستان از آن جا شکل می گیرد که سرگرد اسکوبی خودش را مسیول این وضعیت غمانگیز همسرش می داند اما در عین حال هیچ گونه عشقی نسبت به لوییس هم حس نمی کند. تنها فرزند آن ها کاترین چند سال پیش در انگلیس فوت کرد.
یکی از عناصر اصلی این داستان آب و هوای حاره و گرم و مرطوب این کشور مستعمره است . در واقع این گرم و مرطوب بودن یک عامل ضعیف کننده شخصیت و کاراکترهای داستان است.
در این میان دلبستگی اصلی سرگرد اسکوبی شغلش است اما وقتی موعد کمیسر شدنش فرا می رسد و بر خلاف رویه معمول او را کمیسر نمی کنند گویا دنیا چون آوار بر سرش خراب می شود و در عین حال کاسه صبر لوییس هم لبریز می شود و از اسکوبی درخواست می کند تا اجازه دهد به آفریقای جنوبی برود که جای خوش آب و هوا تری است. اما این جا فقط موافقت اسکوبی مطرح نیستا بلکه دولت فخیمه انگلیس هم باید اجازه جا به جایی دهد.
در همین زمان سر و کله یک بازرس به نام ویلسون پیدا می شود. آدمی به شدت اخلاق گرا، منزوی و عاشق شعر و ادبیات. کم کم بین لوییس و این بازرس عجیب و غریب یک رابطه عاطفی شکل می گیرد و...
نکته جالب در این جا است که اسکوبی برای پاسخ به بحران های زندگیش همیشه دنبال یافتن نوعی جواب اخلاقی است او جنبه فراوانی در مورد پذیرفتن آن چیزی دارد که بر خلاف میلش ولی اخلاقی است . اما مشکل اصلی در این است که اخلاقی رفتار کردن در یک جامعه بی اخلاق به خلق بحران های بیشتر و انزوای عمیق تر سرگرد اسکوبی می شود.
یکی از مهم ترین تم های مورد علاقه گراهام گرین در آثارش بدبینی به آدم ها و و دغدغه هایشان بود. او اساسا با توجه به این که از یک پیش زمینه کاتولیک بر می خیزد همیشه مساله ایمان و عمل برایش مهم بوده است. این که قهرمان هایش مومنانی هستند که تردید در ذهن و دلشان رخنه کرده است اما عمل به امر اخلاقی را هرگر فراموش نکرده اند.
گراهام گرین این کتاب را بر اساس تجربیات خودش از زندگی در کشور سیرالئون به عنوان یک مامور مخفی سرویس جاسوسی انگلیس در میانه جنگ جهانی دوم نوشته است. نکته جالب این که گرین همیشه این کتاب را یک عدم موفقیت برای خودش محسوب می کرد ولی اقبال منتقدان به این شاهکارش داستان دیگری بود.
او خودش بر این اعتقاد بود که حس غم و اندوه و پشیمانی در سرگرد اسکوبی متفاوت از اندوه همسرش لوییس است چون در واقع نمادی از غرور فوق العاده بزرگش است که نمی تواند با انسانی دیگر نزدیک شود حصار انزوای خود را بشکند.
تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۴ | 5:5 | نویسنده : سیّداحسان سیّدی زاده |
