دردنامه یک شاعر خراسان شمالی؛ شعر هنوز زنده است؛ اما زخمی

بجنورد-ایرنا- شعر در ایران تنها یک هنر نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی مردمانی است که قرن‌ها با واژه زندگی کرده‌اند؛ با این حال در روزگاری که سالن‌های ادبی خراسان شمالی خلوت‌تر از گذشته شده و تیراژ کتاب‌ها به حداقل رسیده است، برخی شاعران از روزهای دشوار ادبیات سخن می‌گویند.

به گزارش ایرنا، شعر در خراسان همواره بیش از یک قالب ادبی بوده است؛ بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی این سرزمین که از فردوسی و عطار تا اخوان ثالث و شفیعی کدکنی امتداد یافته و در روزگار معاصر نیز با حضور شاعران و نویسندگان متعدد به حیات خود ادامه داده است.

با این حال بسیاری از فعالان فرهنگی معتقدند که شعر و ادبیات در سال‌های اخیر با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو شده است؛ از کاهش سرانه مطالعه و کم‌رنگ شدن جلسات ادبی گرفته تا مشکلات اقتصادی نشر و نبود برنامه‌ریزی برای پرورش نسل جدید شاعران.

«اباصلت رضوانی» از شاعران شناخته‌شده بجنورد و خراسان شمالی است که بیش از سه دهه در عرصه شعر و ادبیات فعالیت داشته است. وی علاوه بر فعالیت‌های ادبی، وکیل دادگستری و مشاور حقوقی است و سال‌ها در انجمن‌های ادبی، محافل فرهنگی و گردآوری آثار شاعران استان نقش داشته است.

رضوانی در این گفت‌وگوی تفصیلی با ایرنا از وضعیت شعر جوان، مشکلات ساختاری حوزه فرهنگ، آینده ادبیات خراسان شمالی و نسبت شعر با جامعه سخن گفته است.

وضعیت شعر جوان در خراسان شمالی به حال خود رها شده است

ایرنا: آقای رضوانی، شما بیش از سه دهه با شعر زندگی کرده‌اید؛ اگر بخواهید مسیر شاعری خود را از آغاز تا امروز روایت کنید، مهم‌ترین فرازها و فرودهای این مسیر چه بوده است؟

رضوانی: شاعری برای من نه یک انتخاب ناگهانی بلکه نوعی زیستن بوده است. من از نسلی هستم که در سال‌های نوجوانی برای یافتن یک صفحه ادبی در روزنامه‌ها روزها انتظار می‌کشید. آن روزها دسترسی به کتاب، مجله و محافل ادبی به آسانی امروز نبود. بسیاری از آموخته‌های ما از چند ستون کوچک در روزنامه‌ها و معدود مجلات ادبی شکل می‌گرفت.

در آن سال‌ها شعر برای ما نوعی کشف جهان بود. هر شعر پنجره‌ای تازه به روی زندگی باز می‌کرد. بعدها حضور در انجمن‌های ادبی، آشنایی با شاعران مختلف و مطالعه گسترده‌تر موجب شد نگاه من به شعر تغییر کند. اما در تمام این سال‌ها یک موضوع ثابت مانده است؛ اینکه شعر هرگز شغل من نبوده بلکه بخشی از هویت و زندگی من بوده است.

البته این مسیر خالی از دشواری نبوده است. بسیاری از شاعران در شهرستان‌ها با مشکلات متعددی روبه‌رو هستند؛ از نبود امکانات فرهنگی گرفته تا محدودیت‌های انتشار آثار؛ با این حال عشق به شعر باعث شده است که همچنان در این مسیر باقی بمانیم.

ایرنا: شما در بخشی از سخنان خود گفته‌اید که شاعران آرمان‌خواه هستند اما همواره با واقعیت‌های تلخ اجتماعی و اقتصادی مواجه می‌شوند؛ این تضاد چه تاثیری بر زندگی و آثار یک شاعر می‌گذارد؟

رضوانی: شاعر ذاتا آرمان‌گراست؛ او جهان را آن‌گونه که هست نمی‌بیند، بلکه آن‌گونه که باید باشد نیز در ذهن خود تصویر می‌کند؛ همین ویژگی است که شعر را از گزارش و خبر متمایز می‌کند. اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که این آرمان‌ها با واقعیت‌های دشوار زندگی برخورد می‌کنند.

شاعری را تصور کنید که سال‌ها برای خلق یک مجموعه شعر وقت صرف کرده، اما هنگام انتشار کتاب با هزینه‌های سنگین چاپ مواجه می‌شود و او ناچار است بخشی از درآمد و زندگی خانوادگی خود را صرف انتشار اثری کند که شاید هرگز بازگشت مالی نداشته باشد. اینجاست که شاعر با نوعی سرخوردگی روبه‌رو می‌شود.

به باور من، جامعه‌ای که برای تولیدات فرهنگی ارزش اقتصادی و اجتماعی قائل نباشد در بلندمدت با فقر فرهنگی مواجه خواهد شد. حمایت از شعر و ادبیات در حقیقت سرمایه‌گذاری برای آینده فرهنگی جامعه است.

ایرنا: شما بارها نسبت به وضعیت شعر جوان در خراسان شمالی ابراز نگرانی کرده‌اید؛ وقتی می‌گویید شعر جوان به «مانداب» تبدیل شده، دقیقا منظورتان چیست؟

رضوانی: منظورم این نیست که استعداد وجود ندارد. اتفاقا جوانان بسیار مستعدی در استان داریم. مسئله این است که این استعدادها در یک جریان پویا قرار نگرفته‌اند. شعر زمانی رشد می‌کند که میان شاعران، منتقدان، استادان و مخاطبان ارتباطی زنده برقرار باشد.

امروز بسیاری از نوجوانان و جوانان شعر می‌نویسند اما کمتر فرصتی برای نقد جدی آثار خود پیدا می‌کنند. جلسات آموزشی محدود شده، انجمن‌ها کم‌رمق شده‌اند و بسیاری از برنامه‌ها استمرار ندارند. نتیجه این وضعیت آن است که شاعر جوان در نقطه‌ای متوقف می‌شود و امکان رشد تدریجی از او گرفته می‌شود.

من اعتقاد دارم که استعدادهای فراوانی در خراسان شمالی وجود دارد اما این استعدادها نیازمند کشف، هدایت و حمایت هستند. بدون برنامه‌ریزی فرهنگی نمی‌توان انتظار داشت که نسل جدید شاعران به جایگاه شایسته خود برسند.

ایرنا: برخی معتقدند بحران شعر در واقع بحران مطالعه است؛ آیا شما نیز چنین نظری دارید؟

رضوانی: کاملا؛ هیچ شاعر بزرگی بدون مطالعه گسترده شکل نگرفته است. متاسفانه امروز سرعت زندگی، گسترش فضای مجازی و تغییر سبک مصرف فرهنگی باعث شده است که مطالعه عمیق کمتر شود. بسیاری از جوانان بیشتر می‌نویسند تا بخوانند و این یک آسیب جدی است.

من همیشه گفته‌ام که خواندن شعر مقدمه سرودن شعر است. شاعری که حافظ، سعدی، فردوسی، نیما، شاملو، اخوان و دیگر بزرگان را نخوانده باشد چگونه می‌تواند زبان شخصی خود را پیدا کند؟

مطالعه نه تنها دانش ادبی بلکه نگاه شاعر را نیز عمیق‌تر می‌کند.

ایرنا: به نظر شما بزرگ‌ترین خطری که امروز شعر فارسی را تهدید می‌کند چیست؟

رضوانی: اگر بخواهم تنها یک خطر را نام ببرم، آن خطر «به حاشیه رفتن فرهنگ مطالعه و تامل» است. شعر فارسی در طول تاریخ با بحران‌های بسیاری روبه‌رو بوده است؛ از جنگ‌ها و آشوب‌های سیاسی گرفته تا تحولات اجتماعی و فرهنگی، اما همواره توانسته است خود را بازسازی کند و ادامه دهد. آنچه امروز بیش از هر چیز نگران‌کننده است، فاصله گرفتن تدریجی جامعه از کتاب و مطالعه عمیق است.

شعر در ذات خود هنری مبتنی بر درنگ، اندیشیدن و کشف است. مخاطب شعر باید فرصت مکث داشته باشد، با واژه‌ها زندگی کند و لایه‌های پنهان معنا را کشف کند.

اما جهان امروز به سمت سرعت حرکت می‌کند، همه چیز کوتاه، فوری و مصرفی شده است. در چنین فضایی طبیعی است که شعر، به ویژه شعر جدی، با چالش مواجه شود.

از سوی دیگر، گسترش شبکه‌های اجتماعی اگرچه فرصت‌های تازه‌ای برای انتشار آثار فراهم کرده است، اما گاهی باعث شده است که معیارهای حرفه‌ای نقد و ارزیابی آثار کمرنگ شوند. شاعری که پیش از این سال‌ها در جلسات ادبی حضور پیدا می‌کرد، آثارش را در معرض نقد قرار می‌داد و برای چاپ یک شعر تلاش می‌کرد، امروز ممکن است تنها با انتشار چند متن در فضای مجازی خود را شاعر موفقی بداند. این مسئله در بلندمدت می‌تواند به سطحی شدن بخشی از جریان شعر منجر شود.

البته من نگاه کاملا بدبینانه‌ای ندارم. شعر فارسی آنقدر ریشه‌دار و قدرتمند است که با یک یا دو چالش از میان نخواهد رفت. اما برای حفظ جایگاه آن باید اقدامات جدی صورت گیرد.

باید کتاب را به سبد فرهنگی خانواده‌ها بازگردانیم، آموزش ادبیات را تقویت کنیم، جلسات نقد و بررسی را رونق دهیم و به نسل جوان فرصت دهیم تا با میراث عظیم ادبیات فارسی آشنا شود.

موضوع دیگری که مرا نگران می‌کند، کم‌رنگ شدن نقش نهادهای فرهنگی در کشف و پرورش استعدادهاست. در گذشته شاعران جوان از طریق انجمن‌ها، محافل ادبی و جلسات شعر شناسایی می‌شدند و مسیر رشد را طی می‌کردند.

امروز بسیاری از این حلقه‌های ارتباطی ضعیف شده‌اند. اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است استعدادهای فراوانی بدون آنکه فرصت شکوفایی پیدا کنند، از عرصه ادبیات فاصله بگیرند.

در نهایت معتقدم بزرگ‌ترین خطر برای شعر، نه کمبود شاعر، بلکه کمبود مخاطب آگاه است. تا زمانی که جامعه شعر بخواند، شعر زنده خواهد ماند. وظیفه همه ماست که این ارتباط میان شعر و مردم را حفظ کنیم، زیرا شعر فقط یک هنر نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی، فرهنگی و هویتی ملت ایران است.

ایرنا: اگر امروز اختیار کامل سیاست‌گذاری فرهنگی در حوزه شعر استان را در دست داشتید، نخستین اقدام شما چه بود؟

رضوانی: به اعتقاد من، مهم‌ترین مشکل حوزه شعر و ادبیات استان کمبود استعداد نیست، بلکه نبود یک نقشه راه روشن و پایدار است. بنابراین نخستین اقدام من تدوین یک برنامه جامع و بلندمدت برای توسعه شعر و ادبیات استان بود؛ برنامه‌ای که فراتر از رویدادهای مقطعی و مناسبت‌های تقویمی عمل کند.

در گام نخست تلاش می‌کردم انجمن‌های ادبی فعال و مستمر در شهرستان‌ها شکل بگیرند یا احیا شوند. تجربه نشان داده است که بسیاری از شاعران موفق از دل همین محافل ادبی رشد کرده‌اند. انجمن ادبی تنها محلی برای شعرخوانی نیست؛ مدرسه‌ای غیررسمی برای آموزش، نقد، تبادل تجربه و کشف استعدادهاست.

گام دوم برگزاری کارگاه‌های آموزشی منظم با حضور شاعران، منتقدان و استادان برجسته کشور بود. متاسفانه بسیاری از شاعران جوان به دلیل محدودیت‌های جغرافیایی و امکانات، امکان ارتباط مستقیم با چهره‌های مطرح ادبی را ندارند. این ارتباط می‌تواند مسیر رشد آنان را کوتاه‌تر و مؤثرتر کند.

موضوع مهم دیگر حمایت از انتشار آثار ارزشمند است. امروز هزینه‌های چاپ کتاب بسیار بالاست و بسیاری از شاعران جوان توانایی مالی انتشار آثار خود را ندارند. اگر سازوکاری برای حمایت از آثار شاخص فراهم شود، هم انگیزه شاعران افزایش می‌یابد و هم تولیدات فرهنگی استان رونق بیشتری پیدا می‌کند.

همچنین معتقدم باید میان آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و نهادهای فرهنگی ارتباطی جدی برقرار شود. بسیاری از استعدادهای ادبی در مدارس و دانشگاه‌ها حضور دارند اما به دلیل نبود برنامه‌های هدفمند شناسایی نمی‌شوند. اگر این ظرفیت‌ها به درستی مدیریت شوند، می‌توان نسل تازه‌ای از شاعران و نویسندگان را تربیت کرد.

نکته دیگری که برای من اهمیت فراوان دارد، عدالت فرهنگی است. بودجه‌ها و امکانات فرهنگی نباید تنها در یک یا دو رویداد خاص متمرکز شوند. فرهنگ زمانی رشد می‌کند که همه حوزه‌ها از جمله شعر، داستان، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی فرصت فعالیت و رشد داشته باشند. تمرکز بیش از حد بر یک برنامه یا جشنواره خاص، معمولاً موجب تضعیف فعالیت‌های مستمر و ریشه‌ای می‌شود.

در کنار همه این‌ها، باید به مسئله مخاطب نیز توجه کرد. ما نباید فقط برای شاعران برنامه‌ریزی کنیم؛ باید برای گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی و شعرخوانی در میان مردم نیز تلاش کنیم. برگزاری نشست‌های عمومی، شب‌های شعر، برنامه‌های رسانه‌ای و حضور فعال‌تر ادبیات در فضای عمومی جامعه می‌تواند به تقویت ارتباط مردم با شعر کمک کند.

من معتقدم خراسان شمالی از ظرفیت‌های انسانی بسیار ارزشمندی برخوردار است. در این استان شاعران مستعد، جوانان علاقه‌مند و پیشکسوتان توانمندی حضور دارند.

اگر برنامه‌ریزی درستی صورت گیرد و نگاه بلندمدت بر تصمیم‌گیری‌ها حاکم شود، می‌توان امیدوار بود که در سال‌های آینده شاهد شکل‌گیری نسل تازه‌ای از شاعران اثرگذار باشیم؛ نسلی که نه تنها در سطح استان بلکه در عرصه ملی نیز حرف‌های مهمی برای گفتن داشته باشد.




تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵ | 10:25 | نویسنده : سیّداحسان سیّدی زاده |