زندگی سلام 1404/12/7.صابر
۷ اسفند سالروز خاموشی شخصیتی چند وجهی است که با صبر و وسواس فراوان در لغت نامه و امثال وحکمش، زبان، فرهنگ و به نوعی تجربه زیسته ایران را احیا کرد
هفتم اسفند، سالروز درگذشت علیاکبر دهخداست؛ ازآن دست شخصیتهایی که زندگیاش درمرزمیان سیاست، ادبیات و زندگی روزمره مردم شکل گرفت. او نه فقط ادیب و پژوهشگر بود، نه صرفاً روزنامهنگار و طنزنویس مشروطه، و نه تنها پدیدآورنده بزرگترین فرهنگ زبان فارسی؛ بلکه دهخدا نمونهای نادر از روشنفکری است که هم زمانه خود را فهمید و هم برای آینده برنامه داشت. ازستونهای تند وتیز«چرند وپرند» در روزنامه صوراسرافیل که مفاهیم پیچیده سیاست را به زبان مردم کوچه و بازار بیان میکرد، تا دههها کار طاقتفرسا بر روی «لغتنامه» که امروز به یکی از مهمترین شالودههای هویت زبانی ایرانیان بدل شده است، مسیردهخدا مسیری ساده نیست؛ بلکه روایتی است ازپیونددانش، مسئولیت اجتماعی و نهادسازی فرهنگی. دراین پرونده تلاش می کنیم تصویری کامل از او ارائه دهیم، از شکلگیری شخصیت و زیست فکریاش، تا نقش او در روزنامهنگاری و طنز سیاسی، سپس توقفی مفصل بر پروژه عظیم لغتنامه بهعنوان حافظه تاریخی زبان فارسی، و در نهایت امثال و حکمش، درروزگاری که زبان، معنا وگفتوگو بیش ازهرزمان دیگری درمعرض فرسایشاند، فقط یک یادبود نیست؛ بلکه ضرورتی فرهنگی است.

دهخدا؛ شکلگیری یک روشنفکر مطبوعاتی درمتن بحران
شخصیت علیاکبر دهخدا را نمیتوان جدا از زمانهای فهمید که درآن زیست؛ دورهای پرآشوب از فروپاشی نظم کهن، شکلگیری دولت مدرن و کشاکش مداوم میان استبداد، آگاهی و خواست عمومی. دهخدا در چنین بستری، مسیری را طی کرد که او را ازآموزشهای سنتی علوم دینی و ادبی، به مدرسه علوم سیاسی و سپس به قلب مطبوعات مشروطه رساند. این ترکیبِ کمنظیراز دانش کلاسیک و آشنایی با مفاهیم مدرن سیاست، حقوق و دیپلماسی، بنیان فکری شخصیتی را ساخت که نه منزویِ کتابخانه ماند و نه صرفاً فعال سیاسی روزمره شد. دهخدا در مطبوعات، بهویژه در روزنامه صوراسرافیل، نقشی فراتر از یک نویسنده ایفا کرد. ستون «چرند و پرند» او را میتوان یکی از نخستین نمونههای مهم طنز سیاسی مدرن در ایران دانست؛ طنزی که هدفش نه سرگرمی، بلکه افشای سازوکارهای استبداد، ریاکاری قدرت و بیعدالتی اجتماعی بود. دهخدا آگاهانه زبان پیچیده نخبگان را کنار گذاشت و با زبانی عامهفهم، سیاست را وارد زندگی روزمره مردم کرد. تبعید، تعطیلی نشریات و فشارهای سیاسی، دهخدا را از این مسیر بازنداشت. تجربه اروپا و ادامه فعالیت مطبوعاتی درخارج از کشور، نگاه او را عمیقتر و انتقادیترکرد. با این حال، تفاوت مهم دهخدا با بسیاری از همعصرانش در این بود که به اعتراض بسنده نکرد. او بهتدریج دریافت که بدون زیرساختهای فرهنگی پایدار،آگاهی سیاسی نیز فرسوده میشود. همین درک، مسیر او را از هیاهوی سیاست روز به سوی پروژههای ماندگار فرهنگی سوق داد.

لغتنامه؛ حافظه زبان و تجربه ایرانی
لغتنامه دهخدا را، در نگاه نخست، میتوان بزرگترین فرهنگ زبان فارسی دانست؛ اما این تعریف، تنها پوسته بیرونی پروژهای است که درعمق خود، یکی ازبلندپروازانهترین تلاشهای فرهنگی تاریخ معاصر ایران را جای داده است. آنچه دهخدا آغازکرد، صرفاً گردآوری معانی واژگان نبود؛ بلکه کوششی نظاممند برای ثبت حافظه تاریخی، اجتماعی و فرهنگی یک ملت ازخلال زبان بود.دراین معنا، لغتنامه دهخدا را میتوان نه یک کتاب، بلکه یک«آرشیو فرهنگی-تمدنی» دانست. دهخدا درتدوین لغتنامه، واژه را از بسترش جدا نمیکند. هر مدخل، همراه با شواهد ادبی، تاریخی، اصطلاحات عامیانه، ضربالمثلها و اَعلام، درون شبکهای از معنا قرارمیگیرد که بازتابدهنده شیوه تفکر و زیست ایرانیان دردورههای مختلف است. از شعر و نثر کلاسیک تا زبان گفتار، از مفاهیم عرفانی تا مناسبات اقتصادی و سیاسی، همگی در دل این اثرحضوردارند. به همین دلیل، لغتنامه دهخدا برای زبانشناسان، مورخان، جامعهشناسان، پژوهشگران فرهنگ عامه و حتی روزنامهنگاران، منبعی فراتر از یک مرجع زبانی صرف است.
نقطه عطف مهم دراین پروژه، تصمیم دهخدا برای تبدیل آن به یک نهاد فرهنگی پایدار بود. اقدامی که نشان میداد دهخدا بهخوبی آگاه است که حفظ زبان، امری فردی و مقطعی نیست. پس از درگذشت او در۱۳۳۴، این مسیر بر اساس وصیتش ادامه یافت: نخست با سرپرستی دکتر محمد معین و سپس دکتر سیدجعفر شهیدی. انتقال مؤسسه به دانشگاه تهران و تداوم فعالیت آن تا امروز، عینیتیافتن این اندیشه بود که زبان، سرمایهای ملی و نیازمند پشتیبانی نهادی است. این اثر، یادآور این واقعیت است که زبان فقط ابزار ارتباط نیست؛ مخزن تجربه، حافظه و هویت جمعی است. دهخدا با لغتنامهاش نشان داد که روشنفکر میتواند بهجای واکنشهای زودگذر، سیستم تولید و نگهداشت معنا بسازد؛ سیستمی که حتی دههها پس از مرگش، همچنان زنده و کارآمد باقی بماند.

تاريخ : پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴ | 4:59 | نویسنده : سیّداحسان سیّدی زاده |
